تبليغاتX
برای همیشه

برای همیشه

for ever

 

نبسته ام به کس دل

نبسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج رها رها رها من

زمن هر آنکه او دور

چو دل به سینه نزدیک

به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من

 

 

نه چشم دل به سویی

نه باده در سبویی

که تر کنم گلویی به یاد آشنا من

 ستاره ها نهفتند در آسمان ابری

دلم گرفته ای دوست

هوای گریه با من

نبسته ام به کس دل

نبسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج رها رها رها من

زمن هر آنکه او دور

چو دل به سینه نزدیک

به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من

+نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت10:43توسط اهنگ دل | |

خوبترین واژه همین است
همین که هیچوقت نگفته ام
همین که هر روز
لباسم را به تن می کنم
چای را می نوشم
و در صف اتوبوس
با رفتن دقیقه ها زمزمه اش می کنم
خوبترین واژه
بی بهانه ترین شعریست
که به دهان پرندگان خیابان سپردم
تا پنجره ی کوچک اتاقت را
رو به شعله ی کلماتم باز کنی .


+نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت11:34توسط اهنگ دل | |

بود بر شاخه هایم آخرین برگ

تو پنداری که شب چشمم به خواب است

ندانی این جزیره غرق آبست

به حال گریه می خوانم خدا را

به حال دوست می جویم شما را

زبس دل سوی مردم کرده ام من

در این دنیا تو را گم کرده ام من

مرا در عاشقی بی تاب کردی

کجا هستی دلم را آب کردی

نه اکنون بلکه عمری، روزگاریست

که پیش روی ما غمگین حصاریست

بود روز تو برای ما شب تار

صدایت می رسد از پشت دیوار

کلام نازنینت مهر جوش است

صدایت در لطافت چون سروش است

بدا ، روز و شب ما هم یکی نیست

شب ما بهر تو همگام روز است

به وقت صبح تو ما را شب آید

در آن هنگامه جانم بر لب آید

کویرم من، تو گلشن باش ای یار

به تاریکی تو روشن بــاش ای یار

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت11:18توسط اهنگ دل | |

من وتو با هميم اما دلامون خيلي دوره

هميشه بين ما ديوار صد رنگ غروره

نداريم هيچ کدوم حرفي که بازم تازه باشه

چراغ خنده هامون خيلي وقته سوت و کوره

من وتو،من وتو ،من وتو

هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم

خسته از اين قصه ها ييم هم صداي بي صداييم

نشستيم خيلي شب ها قصه گفتيم از قديما

يه عمره وعده ها رو داديم و حرف ها رو گفتيم

ديگه هيچي نمي مونه براي گفتن ما

گلاي سرخمون پوسيده موندن توي باغچه

ديگه افتاده از پا ساعت پير رو طاقچه

گلاي قالي رنگ زرد پاييزي گرفتن

اونام خسته شدن از حرف هر روز تو و من

من وتو ،من و تو ،من وتو هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم خسته از اين قصه هاييم هم صداي بي صداييم

 شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه!! شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه!! مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو تو دريايي از اشک ميخوابه!! ولي تو اونو نميبيني؟؟ شايدم هيچ وقت نبيني

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت11:51توسط اهنگ دل | |

کاش میشد تا کنی باور مرا

اشک چشم و آه سوزان مرا
کاش میشد در زمان بی کسی
حس کنی سردی دستان مرا

گفتمت عشقم به تو از جان فزون است
گفتمت سوز دلم از جان برون است
در جوابم :
خنده ایی آلوده و آتش میان دوده
و درد دلم افزوده و...
اکنون میان حادثه یا خاطره

زهری بدل خاری به پای من ، چنین بیهوده بی حاصل

نگاهم همچنان مانده به ساحل ...

+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت8:53توسط اهنگ دل | |

 

و پائیز مثل هر فصل دگر
باز آمد و رفت
و این رسم زمان من و توست!
هر آمدنی را رفتنی ست در کار.


روزهای خزان همه یادگاران ِ تو اند!
روز میلاد ِ تو اند.
روز میلاد ِ منند.
روز میعاد من و تو.

من و دل ماندیم در حسرتِ تو
در حسرتِ یک پائیز دگر
آه ...پائیز هم آمد و رفت!
دل بسوزاند و برفت..
افسوس ....
پائیز هم آمد و رفت!

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت11:55توسط اهنگ دل | |

ساده و بي سايه

در ويرانه ي دل نشسته ام

چشم براه

و منتظرم

كه اشكي بيايد

باراني ببارد

تا كالبدم را

از فريب عشق بشويد

لا اقل تو مرا بيادت هست

من امير اقليم عشق بودم

يك روز باد بي نشان

آهسته و پاورچين

بر سر شاخه هاي شكسته ام وزيد

و بذر آفتاب را

بر مزار دلم پاشيد

دلم آفتابي شد

شگفتم دراقليم عشق

زمستانم بهاري شد

غافل كه جام سرد تقدير

از گرماي عشق ترك خواهد خورد

بيادت هست ؟

من امير اقليم عشق بودم

 

 


 

 

+نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت11:29توسط اهنگ دل | |

من متولد پائیزم
فصل دیدن رنگ در بعد نگاه
فصل آرامش دل
فصل غوغای نگاه!
فصل خواهش

فصل سایه
فصل باران
بـــاران!



من در رویایی دور از دسترس!
تو را بردم به فضایی که فقط من بودم و تو!
و نگاه تر شده ات
مرا برد به ما فوق مکان
مرا برد به ماه
مرا برد به ژرفای خیال!

و تو آرام نگاه می کردی
که چرا من آنگونه پریشان
چشم بسته بودم به نگاهت!
و دریغا که نمی دانستی
من دلبسته بودم به نگاهت!

در آن چشمان بزرگ
و در آن لبخند ظریف
و در آن حس ــ و در آن وادی عشق
من گم شده بودم
و متنفر از هر پیدا شدنی!

+نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت13:27توسط اهنگ دل | |

یکی در مرگِ شقایق
یکی در فصل ِ خزان
و هر بار تو به من زندگانی بخشیدی!
تو مهربانانه به من عاطفه بخشیدی!
تو به من گفتی بمان
و من ماندم!

مـــــاندم!



من ماندم که با تو بروم به سر قله احساس
که قدم بزنیم در کوچه بن بستِ شکوه

خالی از شک

خالی از ترس

خالی ازبیم



و من اکنون تنها به ابدیت خواهم رفت
به تنهایی با بید سخن خواهم گفت
و به آن دنیای دگر خواهم رفت....

آرام خواهم رفت!

آرام خواهم رفت!

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت9:57توسط اهنگ دل | |

يك روز مي‌بوسمت!

فوقش خدا مرا مي‌برد جهنم!

فوقش مي‌شوم ابليس!

آنوقت تو هم به خاطر اين كه يك «ابليس» تو را

بوسيده، جهنمي مي‌شوي!

جهنم كه آمدي، من آن جا پيدايت ميكنم و از لج

خدا هر روز مي‌بوسمت!

واي خدا!

چه صفايي پيدا مي‌كند جهنم ...!

يك روز مي‌بوسمت!

پنهان كردن هم ندارد.

مثل خنده‌هاي تو نيست كه مخفي‌شان مي‌كني‌، يا مثل خواب ديشب من

 كه نبايد تعبير شود، مثل نجابت چشمهاي تو است، وقتي كه توي

سياهي چشمهاي من عريان مي‌شوند.

.. عرياني‌اش پوشاندني نيست، پنهان نمي‌شود.

يك روز مي‌بوسمت!

 

يكي از همين روزهايي كه مي‌خندانمت، يكي از همين خنده‌هاي تو را ناتمام

مي‌كنم: مي‌بوسمت!

و بعد

 

، تو احتمالا سرخ مي شوي، و من هم كه پيش

تو هميشه سرخ...

يك روز مي‌بوسمت‌!

يك روز كه باران مي‌بارد‌، يك روز كه چترمان

دو

نفره شده‌

،

يك روز كه همه جا حسابي خيس است، يك روز كه گونه‌هايت از سرما سرخ سرخ،

آرام تر از هر چه تصورش را کني، آهسته، مي‌بوسمت...

يك روز مي‌بوسمت!

هر چه پيش آيد خوش آيد!

حوصله‌ي حساب و کتاب كردن هم ندارم!

دلم ترسيده، كه مبادا از فردا ديگر «عاشقم»

نباشي.

دلم ترسيده، كه مبادا از فردا ديگر «عشق من»

نباشي. آخر، عشق سه

حرفي كلاس اول من، حالا آن قدر دوست داشتني شده كه براي خيلي‌ها

سه

حرف كه سهل است، هزار هزار حرف باشد.

 

به قول شاعر: عشق كلاس اول، تنها سه حرف است،

اما كلاس آخر

، عشق هزار حرف است ...  
يك روز مي بوسمت!

مي خندم و مي‌بوسمت!

گريه مي‌كنم و مي‌بوسمت!

يك روز مي آيد كه از آن روز به بعد، من هر روز مي‌بوسمت!

لبهايم را مي‌گذارم روي گونه‌هايت‌، و بعد هر

چه بادا باد:

مي‌بوسمت!

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت13:5توسط اهنگ دل | |